تبليغاتX
عشق از دید عاشق
 

تو را دوست دارم

 

به خاطر آنكه دست فرو بردي

 

در ژرفاي قلــــب من

 

كه در زير توده اي

 

از هزاران ناداني و سستي و ناتواني پنهان بود

 

و در آن تاريكي

 

زيباترين گوهرهاي هستي مرا يافتي

 

و به روشني آوردي

 

زيرا هيچكس پيش از تو

 

چنين دور دست در من سفر نكرده بود

 

تا اين زيبايي ها را ببيند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:47  توسط بیتا | 

 

چشمانت را برای زندگی می خواهم

اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عاشقی می خواهم

صدایت را برای شادابی می شنوم

دستت را برای نوازش می خواهم

و پایت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بویم

خیالت را برای پرواز می خواهم

و خودت را نیز برای پرستش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:46  توسط بیتا | 

 

عشق  فراموش كردن نيست . . . . . . . . . بلكه بخشيدن است  

 عشق گوش دادن نيست . .  . . . .  . . . . بلكه درك كردن است

 

عشق ديدن نيست . . . . . . . . . . . . . . بلكه احساس كردن است

 

عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست . . . . .بلكه صبر كردن و ادامه دادن است

 

 

 

 

 

الهي تا زمان باشد تو باشي                      زمين و آسمان باشد تو باشي

 

 

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:45  توسط بیتا | 

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:14  توسط بیتا | 

کلام اول و اخر.....

 برهنه ام

بپوشانم با عشق

شهری خالی ام

پرم کن از ازدحام

برگی خشکم

در آخر زمستان

بلرزانم از آواز پرنده ای

سرشارم کن

از شادی

بگو به باد

برقصد زیر دامنم

تا بریزد

از انگشتانم پروانه ها

می خواهم تنت

ننوی خوابم شود

تا غرق شوم

در موج دستانت

برهنه ام

بپوشانم با عشق.........

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:22  توسط بیتا | 

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد... هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...

تقدیم به عاشقان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:2  توسط بیتا | 
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:29  توسط بیتا | 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 9:24  توسط بیتا | 

خیا لاتی

به خيالم که تو دنيا واسه تو عزيزترينم آسمونها زير پام اگه با تو رو زمينم

به خيالم که تو با من يه هميشه آشنايي به خيالم که تو با من ديگه از همه جدايي

من هنوزم نگرانم که تو حر فام و ندوني اين ديگه يه التماس من مي خوام بياي بموني

من و تو چه بي کسيم وقتي تکيمون به باد بدوخوب زندگي من و دست گريه داده

اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم

بدوخوبمون يکي دست تو تو دست من بود خواهش همنفسم با تو همصدا شدن بود

با تو همقصه ي دردم همصدا تر از هميشه دو تا همخونه قديمي از يه خاکيم و يه ريشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:38  توسط بیتا | 

دوست دارم ساعت ها در خلوتی سرد که با حضورت معنا می یابد کنارت بنشینم و گوش به نوای صدایت بسپارم .

دوست دارم غرورم را در سرزمین غربت دل جا بگذارم و عشق را که در نهان خا نه قلبم سپرده بودم برایت به ارمغان بیا ورم.

اه که دوست داشتن ها چقدر کوتاهند !

دوست دارم که ابر نگاهم فقط برای تو ببارد و خورشید قلبم تنها در سرزمینی که ملک توست طلوع کند.

اری دوست دارم تا همیشه به تو بگویم :

ای سرور خوبان

و ای پادشاه قصر ویران شده ی قلبم

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:31  توسط بیتا | 

گالري عكس عاشقانه  -گالري عكس عاشقانه -گالري عكس عاشقانه -گالري عكس عاشقانه  www.gisha.sub.ir - IMGYRL3RFANQ9.jpg

يه دل دارم خدا داره، زمين داره، هوا داره

ميون درياي غمش؛ کَشتي و ناخدا داره

يه دل دارم ترک داره، ترس ويقين و شک داره

روبام برفيش هميشه يه دنيا باد بادک داره

يه دل دارم وفا داره يه طاقي از طلا داره

تو بهترين جاش يه دونه قصر و يه پادشاه داره

يه دل دارم نگين داره، هوا داره، زمين داره

تو درياي پر ازغمش قايق و سرنشين داره

يه دل دارم غصه داره، قفلاي سر بسته داره

از اونا که ميان مي رن؛ يه عالمه قصه داره

يه دل دارم خيال داره، عين پرنده بال داره

زخميه اما زخماشم تماشا داره فال داره

يه دل دارم درد داره، زمستون سرد داره

رنگ بهارو نديده، خزوناي زرد داره

يه دل دارم شيشه داره؛ تبر داره، تيشه داره

آرزوهايي که شايد يه روز وا مي شه داره

يه دل دارم دعا داره، خوبي داره، خطا داره

خودش ميگه تو اين زمون اين دل کجا بها داره

يه دل دارم صدا داره، شادي که نه بلا داره

يه جاش کويري يه جاش ابر هر کدومو جدا داره

يه دل دارم جنون داره سرخي رنگ خون داره

عاشقه وخودش مي گه هرچي داره از اون داره

يه دل دارم دونه داره، لاله داره، پونه داره

طفلکي فهميده که يه صاحب ديوونه داره

يه دل دارم ديدن داره، ديوونگيش چيدن داره

جوريه حالش که فقط يه دنيا پرسيده داره

يه دل دارم دريا داره، کويرداره، صحرا داره

دنياي ما؛ هيچه پيشش واسه خودش دنيا داره

يه دل دارم بارون داره، ليلي داره، مجنون داره

ناخونده توش زياد مي ياد اون هميشه مهمون داره

يه دل دارم سفر داره خنده براش ضرر داره

گوش ندادن به تپشش خيلي جاها خطر داره

يه دل دارم اگر داره رو همه چي اثر داره

خودم تعجب مي کنم ازهمه چي خبر داره

يه دل دارم حباب داره تشنه که مي شم آب داره

گاهي يه چيزايي مي گه مي گه بکن ثواب داره

يه دل دارم پري داره ونوس ومشتري داره

زيرپاهاي اسم اون فرشاي مرمري داره

يه دل داره اسير داره کارش يه جايي گير داره

براي خاطرات من صندوقي از حرير داره

يه دل دارم ماه داره بيراهه و راه داره

اندازه ي ابراي سرد دردسر و آه داره

يه دل دارم آتيش داره توابرا قوم وخويش داره

نه راه پس مونده براش نه طفلي راه پيش داره

يه دل دارم رقيب داره فراز داره نشيب داره

بااين که آدم نشده کلي درخت سيب داره

يه دل دارم که غم داره يه عمره اونو کم داره

وقتي که رفته وقتي که نيست بيخود چرا بگم داره

يه دل دارم فقط دله قايق عشقش توگله

غروبا بيشترمي گيره اما هميشه غافله

يه دل دارم اما مي گه غلط نوشتي ننويس

توخيلي وقته که داديش اون که حالا پيش تونيس

راس مي گه عاشقم ديگه عاشق وکلي بي حواس

اصن يادم نبود که دل پيش خودم نيست وکجاس

خلاصه که اون لغتي که يکيه با دوتاحرف

چيزيه که نداشتنش بيشتر واست مي کنه صرف

ازته دل نه نمي گم ولي اگر که دل نبود

دروغ چرا تو دنيامون إنقد غم ومشکل نبود

پيش روي دلم مي گم توهين نباشه به دلا

خوش به حال بي خيالا خوشا به حال عاقلا

.:: تقدیم به عشقم ::.

يه دل دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:37  توسط بیتا | 

 مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش   مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:43  توسط بیتا | 

منم مي خوام عاشق بشم

يه عاشق خوب و  بدون ريا بشم

اما ميگن عاشق موندن سخته

عاشق بودن و پاي معشوق موندن اين روزا همش حرفه

ترسم از اينکه منم بي وفا بشم

يه دروغگو تمام عيار بشم

اگه نتونم  سر حرفم بمونم

برم و دلي رو بسوزونم

اونوقت کارم با خدا ميشه

آه يه دل شکسته هميشه همراهم ميشه...

اگه من خوب موندم اون بد شد چي؟

اگه دلم رو شکوند و رفت تکليف دلم چي؟

يعني عاشق واقعي پيدا ميشه

 بي هيچ ادعائي براي هميشه تو دلم مي مونه

اگه رفتش چي؟

گفت حرفاش دروغ بوده چي ؟

نمي دونم آخرش چي ميشه

همين كه خدا پيشم هست براي يک عمر کافيمه...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 16:5  توسط بیتا | 

ibelive2u.jpg

Ihear.jpg


منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 14:51  توسط بیتا | 


آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ، من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .

مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .

ای مهربانم  ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .

عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو .

ای تکیه گاه آرامش بخش ! دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم و تو با مهربانی در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی . دوست دارم دست در آستانت و سر به شانه ات نهم تا لذت عاشقی را حس کنم ، نازنین مادر !من هر کجا باشم فقط گرمی آغوش تو را خواهانم .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 14:44  توسط بیتا | 
***java4ir.blogfa.com***

به وبلاگ من خوش آمديد ***java4ir.blogfa.com***

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 9:29  توسط بیتا | 

اگر دنیای ما دنیای سنگ است
بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
اگر دنیای ما دنیای درد است
بدان عاشق شدن از بحررنج است

اگر عاشق شدن پس یک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است
 
 

>
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 9:24  توسط بیتا |